این جمله یک شعار اعتراضی است که در سال‌های اخیر، به ویژه از سال ۱۴۰۲ به بعد، در برخی استادیوم‌های فوتبال و تجمعات اعتراضی در ایران و خارج از کشور شنیده شده است.

یکی از شعارهای ساختارشکنانه و رادیکالی است که در جریان اعتراضات ضدحکومتی سال‌های اخیر در ایران (به‌ویژه در دانشگاه‌ها و طی اعتراضات پاییز ۱۴۰۱) سر داده شد. این شعار، علیرغم استفاده از ادبیات تند، صریح و تابوشکن، حامل پیام‌های عمیقِ جامعه‌شناختی و سیاسی درباره شکاف میان بخش بزرگی از جامعه و ایدئولوژی رسمی حکومت است.

تصویر مرتبط با شعار

ریشه و خاستگاه فکری این شعار به اعتراضات سال ۱۳۸۸ بازمی‌گردد؛ زمانی که معترضان برای نخستین بار شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» را در واکنش به سیاست‌های منطقه‌ای جمهوری اسلامی مطرح کردند. با گذشت بیش از یک دهه، انباشت بحران‌های اقتصادی (تورم، تحریم، فقر) و فشارهای اجتماعی و سیاسی در داخل کشور، باعث شد تا خشم عمومی نسبت به هزینه‌کردهای مالی و سیاسی در خارج از مرزها به شدت افزایش یابد.

تصویر مرتبط با شعار

نسخه جدیدتر و رادیکال‌تر این اعتراض، در قالب این شعار متبلور شد. این شعار مشخصاً واکنش قشر جوان و معترض به تحمیل پروپاگاندای دولتی در محیط‌های عمومی، خیابان‌ها و محیط‌های دانشگاهی بود؛ جایی که حاکمیت تلاش می‌کرد نمادهای ایدئولوژیک خود را به نمایش بگذارد.

نفی کامل ایدئولوژی رسمی: مسئله فلسطین و حمایت از آن، دهه‌هاست که به عنوان یکی از ارکان غیرقابل تغییر و خطوط قرمز در گفتمان رسمی جمهوری اسلامی تبلیغ می‌شود. هدف اصلی این شعار، حمله مستقیم و بی‌پرده به همین هسته مرکزیِ مشروعیت‌ساز و ایدئولوژیک است.

اعتراض به تخصیص منابع و اولویت‌ها: معترضان با این شعار، پیام می‌دهند که اولویت دادن به اهداف ایدئولوژیک برون‌مرزی، در حالی که شهروندان ایرانی با فقر، محدودیت و بحران‌های معیشتی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، از نگاه آن‌ها کاملاً مردود است.

تصویر مرتبط با شعار

تغییر معنای نمادها: پرچم فلسطین در این بافتار اعتراضی، دیگر نماینده یک کشور یا مردم آن نیست؛ بلکه در ذهن معترضان به نمادی از تحمیل فکری، سرکوب داخلی و پروپاگاندای رسانه‌ای حکومت ایران تبدیل شده است. معترضان با هدف قرار دادن این پرچم، در واقع به سیاست‌گذاران داخلی می‌تازند.

استفاده از کلمات خشن و رکیک در این شعار تصادفی نیست و در بررسی‌های جامعه‌شناسی سیاسی اهمیت بالایی دارد. زمانی که راه‌های مسالمت‌آمیز و رسمی برای ابراز مخالفت مسدود می‌شود، زبانِ اعتراض به سمت رادیکالیسم و خشونت کلامی حرکت می‌کند. استفاده از این سطح از پرخاشگری کلامی، نشان‌دهنده اوج استیصال، خشم فروخورده و عبور کامل معترضان از خطوط قرمز نظام است. معترضان با این ادبیات، تقدس‌گراییِ تحمیلی را به سخره گرفته و هیمنه فرهنگی حکومت را تحقیر می‌کنند.

این شعار را نباید صرفاً یک توهین خیابانی تفسیر کرد؛ بلکه باید آن را نمادی از یک گسست عمیقِ ملت-دولت دانست. این شعار، بازتاب اعتراضیِ بخشی از جامعه است که احساس می‌کند منافع ملی، رفاه اقتصادی و آزادی‌های اجتماعی‌اش، قربانی سیاست‌های ایدئولوژیک حاکمیت شده است و برای ابراز این خشم، از عریان‌ترین و برنده‌ترین کلمات ممکن استفاده می‌کند.

جنبش

۱۴۰۴ انقلاب ملی شیر و خورشید

انقلاب ملی شیر و خورشید پس از پیام‌های شاهزاده رضا پهلوی در سال‌های ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ برای گذار از جمهوری اسلامی و بازگشت به حاکمیت ملی مطرح شده است. اصول و ویژگی‌های کلیدی این جنبش بر اساس بیانیه‌های موجود عبارتند از: اصول چهارگانه: حفظ تمامیت ارضی ایران، دموکراسی سکولار بر پایه حقوق بشر، آزادی‌های فردی، و برابری همه شهروندان در پیشگاه قانون. نمادگرایی: استفاده از نشان شیر و خورشید به عنوان نمادی از هویت ملی تاریخی ایران و پیوند میان فرهنگ‌های کهن و حاکمیت ملی است. هدف سیاسی: تلاش برای ایجاد یک چتر بزرگ سیاسی که تمامی نیروهای آزادی‌خواه و سکولار را برای فروپاشی نظام فعلی متحد کند.پشتیبانی بین‌المللی: حامیان این جنبش مدعی برگزاری راهپیمایی‌های گسترده در شهرهای مختلف جهان (مانند تورنتو با حضور صدها هزار نفر) برای حمایت از بازگشت حاکمیت ملی به ایران هستند.

مطالبه

عبور از خط قرمز نظام

زیرپاگذاشتن همه ارزشهای انقلابی و عبور کردن از خط قرمز نظام برای به چالش کشیدن مشروعیت حکومت بر مردم

کنشگر

داخل کشور

اقشار مردم

کنشگرانی که در داخل کشور را شامل می شود

مکان

داخل کشور

در داخل ایران (کانون‌های اصلی)دانشگاه‌ها: به عنوان سنگر اصلی اعتراضات، از جمله دانشگاه تهران، شریف، پلی‌تکنیک، خواجه نصیر و دانشگاه صنعتی اصفهان، محل تجمعات دانشجویی و شعارهای تند علیه کل نظام بوده‌اند.خیابان‌ها و میادین شهرهای بزرگ: از میدان انقلاب و آزادی در تهران گرفته تا شهرهای کرج، شیراز، اصفهان و مشهد.شهرهای کوچک و مناطق مرزی: مناطقی مانند ملکشاهی در ایلام، ازنا در لرستان، و عیدگاه در زاهدان که به کانون‌های پرشور اعتراضی تبدیل شدند.پشت‌بام‌ها و پنجره‌ها: سر دادن شعارهای شبانه از پنجره خانه‌ها و پشت‌بام‌ها به شکلی فراگیر در محله‌های مختلف.

رسانه

پلاکارد / تابلو دستی

معمولاً روی مقوا یا تخته در دست افراد در تجمعات

این جمله یک شعار اعتراضی است که در سال‌های اخیر، به ویژه از سال ۱۴۰۲ به بعد، در برخی استادیوم‌های فوتبال و تجمعات اعتراضی در ایران و خارج از کشور شنیده شده است.

تصویر مرتبط با شعار

یکی از شعارهای ساختارشکنانه و رادیکالی است که در جریان اعتراضات ضدحکومتی سال‌های اخیر در ایران (به‌ویژه در دانشگاه‌ها و طی اعتراضات پاییز ۱۴۰۱) سر داده شد. این شعار، علیرغم استفاده از ادبیات تند، صریح و تابوشکن، حامل پیام‌های عمیقِ جامعه‌شناختی و سیاسی درباره شکاف میان بخش بزرگی از جامعه و ایدئولوژی رسمی حکومت است.

تصویر مرتبط با شعار

ریشه و خاستگاه فکری این شعار به اعتراضات سال ۱۳۸۸ بازمی‌گردد؛ زمانی که معترضان برای نخستین بار شعار «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» را در واکنش به سیاست‌های منطقه‌ای جمهوری اسلامی مطرح کردند. با گذشت بیش از یک دهه، انباشت بحران‌های اقتصادی (تورم، تحریم، فقر) و فشارهای اجتماعی و سیاسی در داخل کشور، باعث شد تا خشم عمومی نسبت به هزینه‌کردهای مالی و سیاسی در خارج از مرزها به شدت افزایش یابد.

تصویر مرتبط با شعار

نسخه جدیدتر و رادیکال‌تر این اعتراض، در قالب این شعار متبلور شد. این شعار مشخصاً واکنش قشر جوان و معترض به تحمیل پروپاگاندای دولتی در محیط‌های عمومی، خیابان‌ها و محیط‌های دانشگاهی بود؛ جایی که حاکمیت تلاش می‌کرد نمادهای ایدئولوژیک خود را به نمایش بگذارد.

نفی کامل ایدئولوژی رسمی: مسئله فلسطین و حمایت از آن، دهه‌هاست که به عنوان یکی از ارکان غیرقابل تغییر و خطوط قرمز در گفتمان رسمی جمهوری اسلامی تبلیغ می‌شود. هدف اصلی این شعار، حمله مستقیم و بی‌پرده به همین هسته مرکزیِ مشروعیت‌ساز و ایدئولوژیک است.

اعتراض به تخصیص منابع و اولویت‌ها: معترضان با این شعار، پیام می‌دهند که اولویت دادن به اهداف ایدئولوژیک برون‌مرزی، در حالی که شهروندان ایرانی با فقر، محدودیت و بحران‌های معیشتی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، از نگاه آن‌ها کاملاً مردود است.

تغییر معنای نمادها: پرچم فلسطین در این بافتار اعتراضی، دیگر نماینده یک کشور یا مردم آن نیست؛ بلکه در ذهن معترضان به نمادی از تحمیل فکری، سرکوب داخلی و پروپاگاندای رسانه‌ای حکومت ایران تبدیل شده است. معترضان با هدف قرار دادن این پرچم، در واقع به سیاست‌گذاران داخلی می‌تازند.

استفاده از کلمات خشن و رکیک در این شعار تصادفی نیست و در بررسی‌های جامعه‌شناسی سیاسی اهمیت بالایی دارد. زمانی که راه‌های مسالمت‌آمیز و رسمی برای ابراز مخالفت مسدود می‌شود، زبانِ اعتراض به سمت رادیکالیسم و خشونت کلامی حرکت می‌کند. استفاده از این سطح از پرخاشگری کلامی، نشان‌دهنده اوج استیصال، خشم فروخورده و عبور کامل معترضان از خطوط قرمز نظام است. معترضان با این ادبیات، تقدس‌گراییِ تحمیلی را به سخره گرفته و هیمنه فرهنگی حکومت را تحقیر می‌کنند.

این شعار را نباید صرفاً یک توهین خیابانی تفسیر کرد؛ بلکه باید آن را نمادی از یک گسست عمیقِ ملت-دولت دانست. این شعار، بازتاب اعتراضیِ بخشی از جامعه است که احساس می‌کند منافع ملی، رفاه اقتصادی و آزادی‌های اجتماعی‌اش، قربانی سیاست‌های ایدئولوژیک حاکمیت شده است و برای ابراز این خشم، از عریان‌ترین و برنده‌ترین کلمات ممکن استفاده می‌کند.

جنبش

۱۴۰۴ انقلاب ملی شیر و خورشید

انقلاب ملی شیر و خورشید پس از پیام‌های شاهزاده رضا پهلوی در سال‌های ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴ برای گذار از جمهوری اسلامی و بازگشت به حاکمیت ملی مطرح شده است. اصول و ویژگی‌های کلیدی این جنبش بر اساس بیانیه‌های موجود عبارتند از: اصول چهارگانه: حفظ تمامیت ارضی ایران، دموکراسی سکولار بر پایه حقوق بشر، آزادی‌های فردی، و برابری همه شهروندان در پیشگاه قانون. نمادگرایی: استفاده از نشان شیر و خورشید به عنوان نمادی از هویت ملی تاریخی ایران و پیوند میان فرهنگ‌های کهن و حاکمیت ملی است. هدف سیاسی: تلاش برای ایجاد یک چتر بزرگ سیاسی که تمامی نیروهای آزادی‌خواه و سکولار را برای فروپاشی نظام فعلی متحد کند.پشتیبانی بین‌المللی: حامیان این جنبش مدعی برگزاری راهپیمایی‌های گسترده در شهرهای مختلف جهان (مانند تورنتو با حضور صدها هزار نفر) برای حمایت از بازگشت حاکمیت ملی به ایران هستند.

مطالبه

عبور از خط قرمز نظام

زیرپاگذاشتن همه ارزشهای انقلابی و عبور کردن از خط قرمز نظام برای به چالش کشیدن مشروعیت حکومت بر مردم

کنشگر

داخل کشور

اقشار مردم

کنشگرانی که در داخل کشور را شامل می شود

مکان

داخل کشور

در داخل ایران (کانون‌های اصلی)دانشگاه‌ها: به عنوان سنگر اصلی اعتراضات، از جمله دانشگاه تهران، شریف، پلی‌تکنیک، خواجه نصیر و دانشگاه صنعتی اصفهان، محل تجمعات دانشجویی و شعارهای تند علیه کل نظام بوده‌اند.خیابان‌ها و میادین شهرهای بزرگ: از میدان انقلاب و آزادی در تهران گرفته تا شهرهای کرج، شیراز، اصفهان و مشهد.شهرهای کوچک و مناطق مرزی: مناطقی مانند ملکشاهی در ایلام، ازنا در لرستان، و عیدگاه در زاهدان که به کانون‌های پرشور اعتراضی تبدیل شدند.پشت‌بام‌ها و پنجره‌ها: سر دادن شعارهای شبانه از پنجره خانه‌ها و پشت‌بام‌ها به شکلی فراگیر در محله‌های مختلف.

رسانه

پلاکارد / تابلو دستی

معمولاً روی مقوا یا تخته در دست افراد در تجمعات

منابع در خبرگزاری‌ها و وب‌سایت‌ها